سرمایه‌های سازمان
● مقدمه
هزاره سوم را در حالی آغاز کرده‌ایم که پیشرفتهای اعجاب‌آور علمی و صنعتی ما را احاطه کرده‌اند. ستونهای جامعه صنعتی فرو ریخته است و کم کم پایه‌های جامعه‌ اطلاعاتی محکم‌تر می‌شود. عصر اطلاعات حاصل رویارویی انسان با چالشهایی است که در مسیر پیشرفت او قد علم کرده بودند، اما انسان با اهرم دانایی و خرد خود توانست این موانع را از سر راه بردارد و دوران نوینی را برای خود طراحی نماید. در این بین، سازمانها نیز با گذر از شرایط جامعه صنعتی خود را با الزامات جامعه اطلاعاتی تطبیق داده‌اند. بسیاری از الگوها و شیوه‌های کاربردی تاریخ مصرفشان گذشته و پارادایم‌های جدیدی در عرصه زندگی سازمانها مطرح شده است. به عبارت دیگر سازمانها دوران بازسازی را سپری کرده‌اند و به سازمانهایی پویا و متعالی تبدیل گشته‌اند. شکل‌گیری قطب‌بندیهای جدید و سرعت چشمگیر تحولات جهانی و نیز اعمال شیوه‌های جدید مدیریتی سازمانها را مجبور کرده است که با دگرگونی شرایط پیرامونی خود همنوا شوند و حرکت لاک‌‌پشتی خود را در مسیر ورود به جامعه اطلاعاتی سریعتر بپیمایند.

 

امروزه تنها عامل موفقیت سازمانها در عصر اطلاعات کارکنان و مدیران آن هستند؛ مدیرانی که هوشمند باشند و از تخصص خود در برخورد با چالشهای فراروی سازمان بهره بگیرند و کارکنانی که با قدرت خلاقیت خود و ارائه ایده‌های مناسب، مدیر و سازمان خود را یاری کنند. دوام و ادامه حیات سازمانها در جامعه اطلاعاتی نیازمند سرعت، انعطاف‌پذیری، نوآوری و رقابت تنگاتنگ در محیط متلاطم امروزی است. تنها مزیت رقابتی برای سازمانها در جامعه اطلاعاتی اتخاذ رویکرد دانش محور و پرورش کارکنان دانشی است. چرا که اطلاعات، سرمایه ماندگار سازمان محسوب می‌شود و برخلاف منابع طبیعی تمام شدنی و استهلاک‌پذیر نیست.
● سرمایه‌های سازمان کدامند؟
سرمایه‌های یک سازمان را می‌توان به سه بخش عمده تقسیم‌بندی کرد:
الف) سرمایه انسانی؛
ب) سرمایه اجتماعی؛
ج) سرمایه فیزیکی.
▪ سرمایه انسانی
منظور از سرمایه انسانی، دانش، قابلیتها، مهارتها و خبرگی نیروی انسانی در سازمان است. امروزه سازمانها با این شعار که دانایی قدرت است، سعی دارند با به کــارگیری و استخدام افراد باهوش و خلاق و نیز با آموزش آنان، در جهت تحقق اهداف سازمانی گام بردارند. سرمایه انسانی نیازمند مدیـریت صحیح و برنامه ریزی شده است. بدون هدایت این سرمایه و در صورت مدیریت ضعیف آن، اهداف ســازمان تحقق نخواهد یافت و زمینه برای کوچ افراد نخبه و فعال فراهم می‌گردد. در قرن اخیر به منابع انسانی به عنوان عنصری هوشمند توجه شده است که با مهارت و خلاقیت خود نقش اساسی در سازمان خود ایفا می‌کند. نیروی انسانی کارآمد در یک سازمان جزو سرمایه‌های ارزشمند به شمار می‌آید. ایجاد انگیزه‌های کاری و بروز خلاقیت و نوآوری به شیـوه مدیریت بستگی دارد. به وجود آوردن محیط کاری مناسب، بهبـود روابط انسانی در محیط کار، کم کردن استرسها و ارزش‌گذاری برای فکرها از شیوه‌هایی است که مدیریت باید اعمــال کند. تعهد و وجدان کاری زمانی به بار خواهد نشست که سازمان به افراد به عنوان سرمایه‌هـای ارزشمند نگاه کند، به آنها مسـئولیت دهد و در تصمیم‌گیریهای کلان، کارکنانش را مشارکت دهد. تنها راه حفــظ و استفــاده بهینه از سرمایه‌های انسانی بها دادن، آموزش مستمر و تــامین نیازهای نیروی انسانی است. دیگر با شیوه‌های قدیمی نمی‌توان در بازار رقابت دوام آورد و این مستلزم تغییر تصور ما از نقش انسان در سازمان است. سازمانی که چشمان خود بر واقعیتها می‌بندد و قادر به درک ارزش سرمایه‌های انسانی خـود نیست، محکوم به فنا و زوال است و عاقبتی تاریک او را انتظار می‌کشد. افسوس که در سازمانهای ایرانی، عمر مدیریتها کوتاه است و مدیران با خیال راحت، خود را از سوءمدیریتـها در امان می‌بینند؛ وگرنه در دنیای رقابت و «مسئولیت تا خط پایان» چنین مدیرانی از تلاطم‌های کسب و کار به سادگی جان به در نمی‌برند.
▪ سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی اشتراکات آشکاری با مفهم سرمایه انسانی دارد. به بیانی دیگر سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی مکمل هم هستند. سرمایه انسانی شامل افرادی است که در برخی موارد ممکن است به دنبال منافع فردی خود باشند، اما سرمایه اجتماعی بر جمع، ارزشها و تعلقات گروهی تاکید می‌ورزد. پیر بوردیو، جامعه شناس اروپایی، سرمایه اجتماعی را این گونه تعریف می‌کند: سرمایه اجتماعی مجموعه منابع مادی یا معنوی است که به یک فرد یا گروه اجازه می‌دهد تا شبکه پایداری از روابط کم و بیش نهادینه شده را در اختیار داشته باشد. جیمز کلمن، جامعه‌شناس آمریکایی نیز سرمایه اجتماعی را به عنوان نمونه کامل یک کالای عمومی می‌داند که توسط عده‌ای ایجاد می‌گردد و نیازمند تعاون بین افرادی است که حتی سود شخصی خود را نیز پیگیری می‌کنند. سرمایه اجتماعی نه تنها برای کسب اعتبار، بلکه برای رشد شناختی، تکامل خودشناسی و هویت‌یابی نیز دارای ارزش است. فرانسیس فوکویاما اعتماد را به عنوان یک ویژگی بنیادین سرمایه اجتماعی قلمداد می‌کند و می‌گوید: سرمایه اجتماعی یک توانمندی است که در نتیجه شیوع اعتماد در یک جامعه یا در برخی از بخشهای آن محقق می‌شود. سرمایه اجتماعی عامل مهمی است که به افراد و گروهها کمک می‌کند تا در جهت دستیابی به هدف مشترک همکاری نمایند. اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی مشکل است، زیرا اکثر شاخصهای آن نسبی هستند. به اعتقاد فوکویاما آسان‌ترین راه برای تولید سرمایه اجتماعی، آموزش است زیرا افراد را در ایجاد مهارتهای اجتماعی و متعهد شدن به هنجارهای مشترک و نیز قوانین یاری می‌دهد.
▪ سرمایه فیزیکی
به داراییهای مشهود و ملموس سازمان از قبیل زمین، ساختمان اداری، اثاثیه و ملزومات اداری، ماشین‌آلات، وجوه نقدی و ... سرمایه فیزیکی گفته می‌شود. حفظ و نگهداری از این سرمایه‌ها برای سازمان هزینه‌براست و به مرور زمان مستهلک می‌شوند. با این وجود این سرمایه‌ها برای سازمان ارزش و اعتبار خاص خود را دارند، چرا که بدون داشتن این سرمایه‌ها نه کالایی تولید می‌شود و نه سازمان می‌تواند به ارائه خدمات بپردازد. در واقع این قبیل سرمایه‌ها جزو زیرساختهای زیربنایی و اساسی سازمان به حساب می‌آیند. با پیدایش سازمانهای مجازی که سازمانهای هزاره سوم لقب گرفته‌اند، بیش از پیش از اهمیت سرمایه‌ای فیزیکی کاسته شده است. آنچه در چنین فضای سازمانی نمود پیدا می‌کند، شبکه است که بر محور ارتباطات و اطلاعات می‌چرخد. بسیاری از وظایف سنتی و کارکردهای معمول آن وجود خارجی ندارند، کارکنان نیز چه بسا که چهره همدیگر را نمی‌بینند، چون محل کار ثابتی ندارند.

تاريخ ارسال: 1393/1/27

تعداد بازدید: 384

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |